در سال ۱۳۸۸ شمسی سازمان پارکهای شهر تهران باغی را که در اختیار فضای سبز شهرداری میبود از شهرداری تحویل گرفت و آن را به پارکی تبدیل کرد که امروزه مردم تهران و اکناف آن را بنام باغ ایرانی میشناسند و گردشگران زیادی از این پارک دیدن میکنند و از طبیعت دوگانه این پارک از یک طرف درختهای چنار سر به فلک کشیده و از طرف دیگر معماری خاص، آن که در بخشهایی از پارک به کار گرفته شده و زیبایی دوچندان به آن داده است لذت میبرند و آنان را کنجکاو کرده و برخی از آنها سؤالاتی در خصوص قدمت آن مینمایند، نگارنده این سطور بر آن شدم تاریخچه کوتاهی در قدمت این باغ (پارک) بنویسم تا در دسترس همگان قرار گیرد، ازآنجاییکه سرنوشت این باغ با تاریخ دهکده ونک گرهخورده ناچاراً باید اول مختصر و کوتاه به قدمت ونک بپردازم تا حق مطلب ادا شود.
ونک یکی از قراء ری میباشد که در جنوب تجریش قرار گرفته است و چون در بالای دامنه البرز قرار گرفته جزء قرائی است که شمیرانات نامیده شدهاند (شم به معنی بالا و ران به معنی دامنه) و طهران و مهران دو روستایی که در پایینترین نقطة دامنه قرار دارند به این نام معروف گردیدهاند.
اولین باریکه از طهران و ونک در کتابهای متعدد نام برده شده در کتاب منتقله الطالبین تألیف ابواسماعیل ابراهیم ابن عبدا… که در شرح حال مهاجرین سادات نام ونک آمده است (۳۲۹-۲۶۰) هـ .ق و نیز در همین ایام سمعانی در کتاب الانساب در نسبت ونکی چنین مینویسد ونک بفتح واو، نون، در آخر آن کاف یکی از قراء ری است که من در سفر خود به سمت قصران از آنجا گذشتم، مورخین دیگری هم مانند یاقوت حموی در معجم البلدان بدون هیچ شرحی از ونک نام برده، ابواسحاق استخری ۳۴۰ هجری قمری درباره تهران و قراء ری نوشته است قبل از پایتخت شدن تهران قراء متعلق به ری از دامنه بالای البرز تا پایینترین نقطه که شهری ری قرار داشته است سرزمین پهناوری بوده که مرکز جولانگاه گلهداران میبوده، ونک بر خلاف سایر قراء کوهپایه شمال تهران مسطح بوده، علاوه بر آبوهوای خوش، و نمای دشت بزرگ و سرسبز، با جلوههای زیبایی طبیعت توجه خاص گلهداران را به این منطقه از اطراف و اکناف جلب کرده و کوچ و رفتوآمد آنها منجر به ماندگاری آنان در این منطقه گردیده است، رفتهرفته با رونق کشاورزی و دامداری و موقعیت جغرافیایی خود و مناسب زندگی از سایر مناطق کوهپایه مردم به ونک هجرت کرده و سکنا گزیدند و بدین ترتیب جمعیت آن افزایش یافت و با توجه به اسناد و مدارک موجود و متصور، تعاریف اجداد و بزرگان ساکنین قدیمی فعلی در ونک مردم از طایفههای ساکن و عشایر و ایلهای مهاجر تشکیل شده بودند و با احترام و مسالمتآمیز در کنار هم زندگی میکردند و این نزدیکی منجر به پیوندهای فامیلی بین آنها شده است ونک از معدود قرایی است که از دیرباز دارای ابنیههای بزرگ مانند مسجد، حسینیه، آب انبار و حمام بوده است.
که قدمتش به ۱۰۸۰ هـ . ق برمیگردد.
در زمان سلطنت ناصرالدینشاه شخصی بنام میرزا یوسف آشتیانی به سمت مستوفی گری کل ممالک محروسه مفتخر گردید و شروع بکار نمود، آقای میرزا یوسف بگروز در معیت ناصرالدینشاه برای سرکشی املاک خالصه به ونک میآید، آبوهوای خوش ونک و سرسبزی مزارع توجه میرزا یوسف را جلب میکند و به فکر ماندن در قریه میافتد. ستوده روایت کرده است که میرزا یوسف ونک را از ناصرالدینشاه خریداری کرده است (ستوده ۱۳۷۴، ج۲، ص ۸۳۸)
ولی بطوریکه اجداد ونکی روایت کردهاند اینطور نبوده است، همچنین هیچ دستخطی و سندی که تأییدی بر نوشته دکتر ستوده باشد وجود ندارد، املاک خالصه را شاه واگذار میکرده تا در آنها آبادانی به وجود آید و باغهایی از میوه احداث گردد و مورد استفاده قرار گیرد ولی کسی حق انتقال املاک را نداشته است این روایت در مورد میرزا یوسف بیشتر مصداق پیدا میکند تا آنچه را که دکتر ستوده در کتابش نوشته است، خود میرزا یوسف هم در دوران حیاتش چنین ادعایی نداشته است، اولین قطعه زمین را میرزا یوسف از حاج صادق ونکی تملک مینماید و رفتهرفته با کشاورزان بومی و سران قبیله و طایفههای ونکی ارتباط برقرار میکند و وارد دادوستد میشود و گاهی هم با مقاومت ونکی ها روبرو میشود، در این ارتباط خانه ای را از کربلایی اصغر ونکی ولد حاج هادی تملک مینماید و در آن ساکن میشود و بعد در جنوب همین خانه مساحتی به متراژ تقریباً ۴ هزار مترمربع زمین را به احداث بناهای دیگری برای خود و خدمتکارانش تخصیص میدهد که کل این مجموعه به (اندرون) مستوفی اطلاق میگردد، میرزا یوسف در ونک دو باغ بزرگ احداث مینماید یکی در بالای دهکده که به باغ بالا معروف میشود و دیگری باغ پایین که بعدها با ساخت مقبرهاش در آن به باغ مقبره معروف گردیده در باغ بالا دو استخر و یک قنات وجود دارد که استخرها برای ذخیره آب جهت کشاورزی و آبیاری باغها و مزارع تعبیه شده و قنات مذکور برای شرب خانه های دهکده و حمام و آب انبار از قدیمالایام وجود داشته، هنوز هم این دو استخر و قنات در دو قسمت باغ موجود است این باغ ۸ هکتار مساحت دارد که توسط ورثه مستوفی در دو قسمت به فروش میرسد و دیوار فیمابین فعلی این دو قسمت را از هم جدا ساخته، قسمت جنوبی آن که پارک گردشگری (باغ ایرانی) لقب یافته ۵/۳ هکتار مساحت دارد و به مدت ۳۶ سال در مالکیت گشتاسب فیروزگر و خانوادهاش بوده و بعد از انقلاب به شهرداری فروخته میشود و مدت ۲۰ سال در دست فضای سبز منطقه قرار داشته و همانطور که در مقدمه اشاره شد توسط سازمان پارکها به پارک گردشگری تبدیل میشود.
میرزا یوسف به مدت ۴۰ سال در دوران سلطنت ناصرالدینشاه از ۱۲۶۳ الی ۱۳۰۳ هـ .ق درخدمت سلطان وقت ناصرالدینشاه انجام وظیفه میکرده و در این مدت است که به احداث باغهای نامبرده همت گماشته و با کمک کشاورزان ونک به اتمام رسانده و قدمت تاسیس باغ بالا به ۱۶۵ سال قبل برمیگردد.
نوشته: دکتر محمد طاهر ونکی

